دی ۸, ۱۳۹۱

ارسال شده توسط در دلنوشته ها | ۳ نظر

دلم برایت تنگ می شود

 

miss you
دلم برایت تنگ می شود
 
Though you are not here
گرچه اینجا نیستی
 
Wherever I go
هر جا که می روم
 
Or whatever I do
یا هر کار می کنم
 

I see your face in my mind
صورت تو را در خیال می بینم
 
And I miss you so
و دلم برایت تنگ می شود
 
I miss telling you everything
دلم برای همه چیز گفتن با تو تنگ می شود
 
I miss showing you things
دلم برای همه چیز نشان دادن به تو تنگ می شود
 
I miss our eyes
دلم برای چشم هایمان تنگ می شود که
 
Secretly giving each other
پنهانی به هم دل می دادند
 
I miss your touch
دلم برای نوازشت تنگ می شود
 
I miss our excitement together
دلم برای هیجانی که با هم داشتیم تنگ می شود
 
I miss everything we share
دلم برای همه چیزهایی که با هم سهیم بودیم تنگ می شود
 
I don’t like missing you
دلتنگی برای تو را دوست ندارم
 
It is very cold and lonely feeling
احساس سرد و تنهایی است
 
I wish that I could be with you
کاش می توانستم با تو باشم
 
Right now
همین حالا
 
Where the warmth of our love
تا گرمای عشق ما
 
Would melt the winter snows
برف های زمستان را آب کند
 
But since I can’t be
اما چون نمی توانم
 
With you right now
همین حالا با تو باشم
 
I will have to be content
ناچارم به رویای زمانی که
 
Just dreaming about
دوباره با هم خواهیم بود
 
When we will be together again
قانع باشم.

 

nevisande نویسنده: ناشناس

manba منبع: www.GrandPersia.com

password پسورد: www.grandpersia.com
  1. خیلی قشنگه….مرسی

  2. خیلی قشنگه و به دل میشینه
    مرسییی عزیزم

  3. I miss telling you everything
    خیلی زیبا بود.
    ممنون.

گذاشتن پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>